|
تحقیق
|
||
|
آنچه درباره تحقیق می دانیم |
دیدید گفتم بالاخره این مطمح کار دست بنده حقیر می دهد. اما هیچ کس باور نکرد.
حالا به متن زیر که توسط استاد در "سقاخانه ارتباطات وبلاگی" (این عنوان استاد است به این وبلاگ با کمی اضافات) قرار داده شده و به چندین زبان هم طرح شده است توجه فرمایید. ضمن تشکر از استاد گیویان که بنده را شرمنده فرمودند و با وجود ایراد وبلاگ بنده باز هم التفات کرده اند و کامنت را در وبلاگ دید متفاوت قرار داده اند. همچنین تشکر از سقای بزرگوار وبلاگ مذکور که به سرعت پیام را رسانده اند.
اما متن کامنت:
«سرکار خانم اسماعیل نژاد
لطفا سلام بنده را بپذیرید و آن را به دوستان برسانید.
اما بعد،
در وبلاگ شما که كم كم دارد به سقاخانه مجازی تبديل مي شود، نظر جناب آقای یزدانی را خواندم. از آن جا که سرزدن به دوستان را وظیفه خود می دانم سعی کردم به وبلاگ آقای یزدانی سربزنم و بلافاصله هم این کار را کردم. هرچه تلاش کردم برای ایشان کامنت بگذارم نشد. چرا؟ نمی دانم. حالا اگر بر بنده منت بگذارید و متن زیر را به حضرت آقای مطمح نظر برسانید یا اقلا به ایشان بفرمایید بیایند و همین مطلب را به نیابت از من در وبلاگ خود قرار دهند، از شما متشکر خواهم شد.
السلام علیک ایهالمطمح نظر
اادخل یا مطمح التنظر بحق ما هو مطمح النظر کیف وجدتم to be مطمح نظر؟
there should be time to be
مطمح نظر
نوار نه يوخ؟ مطمح نظر دن نه خبر؟
خب آقاي مطمح نظر از اين كه اين قدر مطمح نظر باشي چه نوع حس مطمح نظر بودني داري؟
خدا حافظ هر چه مطمح نظره»
(حالا خودمانیم شما هیچ استاد دیگر را دیده اید که اینطور برای وبلاگ و ایمیل دانشجویانش و پاسخگویی به آنها وقت بگذارد؟!)
منتها با این همه "مطمح نظر" عبارت فوق و با توجه به آلرژی حقیر تنها دو حال را برای بنده متصور باشید: اولا خروج روح از بدن نحیف و بیمار مطمح زده من و عروج به ملکوت که باید همان عبارت اول متن فوق را برایم بخوانید فقط به جای مطمح لااله الا الله بگذارید. ثانیا واکسینه شدن بنده به طرز شدیداللحن در برابر این واژه دورست داشتنی!!
چوبک و مکتب ناتورالیسم(قسمت دوم)
گاه چوبک بر اساس همان دیدگاه شیوه زشت نگاری را در پیش می گیرد و بر اهمیت انگیزه های غریزی و جنسی در زندگی و کار انسان به شکل افراطی تاکید می ورزد. به عنوان مثال در داستان "چرا دریا توفانی شده بود" احساسات و اندیشه های آدمهای داستان نتیجه مستقیم تاثیرها و دگرگونی جنسی و بدنی آنهاست.
چوبک بخاطر دیدگاه ناتورالیستی، انسان را در حد یک حیوان، پست و زبون نشان می دهد و حیات آدمی را بیهوده می داند. او در داستان "مردی در قفس" می نویسد" این آدم واخورده هم مثل تمام مردم در مقابل احتیاجات طبیعی خودش زبون و بیچاره بود. او هم ناچار بود که به تلافی و کفاره چند لقمه غذایی که می خورد، مدتها توی مستراح بدبو و دخمه مانند خانه خود بنشیند و بوی گند بالا بکشد......"( خیمه شب بازی - مردی در قفس- ص 112)
گاه چوبک بر اساس همان دیدگاه شیوه زشت نگاری را در پیش می گیرد و بر اهمیت انگیزه های غریزی و جنسی در زندگی و کار انسان به شکل افراطی تاکید می ورزد. به عنوان مثال در داستان "چرا دریا توفانی شده بود" احساسات و اندیشه های آدمهای داستان نتیجه مستقیم تاثیرها و دگرگونی جنسی و بدنی آنهاست.
چوبک بخاطر دیدگاه ناتورالیستی، انسان را در حد یک حیوان، پست و زبون نشان می دهد و حیات آدمی را بیهوده می داند. او در داستان "مردی در قفس" می نویسد:" این آدم واخورده هم مثل تمام مردم در مقابل احتیاجات طبیعی خودش زبون و بیچاره بود. او هم ناچار بود که به تلافی و کفاره چند لقمه غذایی که می خورد، مدتها توی مستراح بدبو و دخمه مانند خانه خود بنشیند و بوی گند بالا بکشد..."( خیمه شب بازی - مردی در قفس- ص 112)
چوبک در حیوانی جلوه دادن انسان تا آن حد پیش می رود که در "سنگ صبور" همه کارهای انسان را در اثر فعالیت غریزه جنسی می داند. گویا چشمان او تنها و تنها بعد حیوانی بشر را دیده است. او آدمهایش را ناقص الخلقه، دیوانه، شهوانی، بی مغز و حیوان صفت تصویر کرده است. زنها و مردهای داستانهای او در تب شهوت می سوزند و عشق آنها برای شور و شهوت است.
نویسنده ای که تحقیق گسترده ای درباره زن در آثار چوبک انجام داده می نویسد:" این نوزده زنی که در داستانهای کوتاه و بلند چوبک پرسه می زنند، جز دوتایشان همه وقیح{...} هستند. دهن که باز می کنند گویی جز فکرهای جنسی و... فکر دیگری ندارند... به واقع زنهای ساخت چوبک اسیر شهوتند... از عاطفه مادری، از عفت و پاکدامنی چیزی نمی دانند. حتی دختری که برای باز شدن بختش به زیارت رفته، در نگاه به ضریح و قبر آقا نیز یکسره شهوت و تن پرست است"(زن در آثار چوبک- پرویز نقیبی)
"قبر،بزرگ و بلند ساخته شده بود و معلوم بود كه هيكل بلند مردانهاي زيرش خوابيده_عذرا اينطور فكر مىكرد.سراپاى قبر را با تعجب و كنجكاوى ورانداز كرد و پيش خودش خيال كرد:"قربونش برم چه قد رشيدى داشته!"
اما از اينكه از يك مرد،شوهر خواسته بود خجالت كشيد و صورتش گل انداخت.
با شتاب و چابكى از سرجاش بلند شد.چند ماچ چسبان صدادار،خيلى شهوانى و از روى دل پرى به ضريح كرد؛آنوقت بى آنكه دستهايش را از محجر بردارد،دو بار دور قبر طواف كرد و باز سرجاي اولش نشست." (خیمه شب بازی - نفتی)
او بیش از آنکه به وقایع درونی و دنیای ذهن آدمها و پرورش طرح داستان بپردازد به توصیف وقایع روزمره و حوادث ملموس و بیان جنبه های آلوده و چرک زندگی علاقه نشان می دهد، گرایشی که از آن به رئالیسم سیاه یا نگرش ناتورالیستی غریزی نویسنده نیز می توان تعبیر کرد.
در داستان "انتری که لوطیش مرد" در ابتدا که انتر از مرگ لوطى شادى و پایکوبى مى کنداما به تدریج که انتر پى به بردگى تقدیرى و ابدى خود مى برد ، مى فهمد که حتى بعد از مرگ لوطى نیر نمى تواند از بردگى او رهایى پیدا کند. در این موقعیت است که انتر مى کوشد تا با پناه بردن به گذشته و نقل لحظات هیجانى آن و در معرکه اى که به پا کرده، از واقعیت فرار کند. لوطى همزاد انتر بوده است. در این موقعیت، انتر نمى داند با جهان بى لوطى چه کند؟ نیمى از مغزش فلج مى شود. انتر در میان آدمیان تنها زبان لوطى و اشارات او را در مى یافته و قادر به ارتباط با دیگران نبوده و نیست. در واقع حلقه ارتباط او با آدم هاى دیگر به ناگهان از بین رفته است.
"با تجربه دریافته بود که همه دشمن خونى او هستند. همیشه منتظر بود که خیزران لوطى رو مغزش پایین بیاید. یا قلاده گردنش را بفشارد، یا لگد تو پهلویش بخورد. هر چه مى کرد مجبور بود. هر چه مى دید مجبور بود و هر چه مى خورد مجبور بود. زنجیرى داشت که سرش به دست کس دیگر بود و هرجا که زنجیردار مى خواست مى کشیدش. هیچ دست خودش نبود. تمام عمرش کشیده شده بود."
با مرگ لوطى، انتر به نوعى خودآگاهى مى رسد. لوطى جهان مرده است. انتر این را به معناى آزادى و رهایى خود تلقى مى کند. نیروى شهوت انتر سر باز مى کند و با آن به ارضا مى رسد. ته مانده غذاى لوطى را مى خورد و شاد و سرکیف از آزادى اش، به دشت روانه مى شود. نمى داند به کجا مى رود. زنجیر هنوز همراهش است. چیزى که مدام گرفتارى اش را به او یادآور مى شود. جهان در برابر انتر رها شده از دست لوطى اش، معناى دیگرى به خود مى گیرد. سردرگمى و سردر نیاوردن از موقعیت جدید، انتر را وامى دارد تا از راهى که آمده برگردد و به مرده همزادش پناه آورد و این یعنی که بدبختی همیشگی و بردگی دائمی از ابتدا در وجود او قرار داشته است. همان بدبختی ای که لوطی نیز با آن دست به گریبان است یعنی در نگاه چوبک میان انتر و لوطی هیچ تفاوتی نیست که اصلا انتر همان لوطی است.
چوبك مثل اغلب ناتورالیستها كمكم به تصویر و تجسم این مظاهر زشت و ناپسند جامعه خوگر و مأنوس میشود و خودش در تلهای میافتد كه خوانندگانش را از آن برحذر داشته است، یعنی تله عادت. به بیانی دیگر، چنان در زشتیها و ناپاكیها غرق میشود كه از خوبیها و پاكیها غافل میماند. به تدریج، برحسب عادت توجه عمیق به این زشتیها، كارش به افراط و اغراق كشیده میشود، گویی نویسنده فقط زشتیها و ناپاكیها را میبیند، چشمهایش را بر روی همه پاكیها و لطافتها و زیباییهای زندگی بسته است. مصداق این گفته را میتوان در رمان"سنگ صبور"، آخرین اثر چوبك، به خوبی دید. در این كتاب، نویسنده به مبالغه و افراط كاری زیانباری در تشریح و تصویر ناپاكیها و كثافتهای صحنهها و شخصیتهای رمان افتاده است.
این عدم تعادل معمولاً در آثار همه نویسندگان ناتورالیست دیده میشود و چوبك نیز از این قاعده مستثنا نیست. به خصوص كه چوبك چنان به اصول ناتورالیسم مومن و وفادار است كه میتوان جزء جزء ویژگیهای این مكتب را در داستانهایش یافت.(یاد صادق چوبک- به کوشش علی دهباشی)
آقا خفه شدیم. بابا یکی بیاید و ما را از چنگ این مطمح نظر نجات بدهد. کافی است فقط یک ساعت این کتاب تحقیق دکتر ساروخانی را بخوانید تا بفهمید من چه می کشم!!
حضرت استاد در هر ۱۰ کلمه یک بار این مطمح نظر را به کار برده است بطوری که بنده نسبت به آن دچار آلرژی شده ام.
حالا به ۲ سوال بنده پاسخ بدهید. انشاءالله یک در دنیا و صد در آخرت مطمح نصیبتان شود.
۱- برای تک نگاری در یک مهد کودک چه کاری باید کرد؟
۲- یک سوال دام برای سن ازدواج مطرح کنید.
مطلب بعد! دوستان آنقدر به درس مشغولند که انگار نه انگار وبلاگ. همکلاسیهای ما هم که خدا نگاهدارشان باشد در تعطیلات اساسی به سر می برند.
آخرین مورد! این مطلب پایین را خواهشا عاقل اندر سفیه نگاه نکنید که چوبک اینجا چه می کند و این حرفها. این مقاله برای توضیح ناتورالیستی چوبک است و لاغیر. قسمت دوم هم در راه است.
نگاهی شتابزده به
چوبک و مکتب ناتورالیسم(قسمت اول)
ناتورالیسم مکتبی است که بر اثر یک نظریه فلسفی به همین نام در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم نخست در فرانسه و سپس در انگلستان و سایر کشورهای اروپایی و امریکا به وجود آمد. بر اساس فلسفه ناتورالیسم هر چیزی که وجود دارد بخشی از طبیعت است ؛ بنابراین در حوزه فعالیت علم قرار می گیرد و بوسیله علتهای مادی و طبیعی قابل توصیف و توجیه است .نویسندگان مکتب ناتورالیسم بر اساس همین فلسفه حوادث و رویدادهای زندگی را تشریح می کنند و اعتقادی به علت ماوراء طبیعی و ماوراء پدیده های علمی برای توجیه حوادث و رویدادهای زندگی ندارند. ساده ترین توصیفی که از این مکتب می توان کرد به کاربردن جبرگرایی در ادبیات و به خصوص داستان نویسی است . نویسنده ناتورالیسم اعتقاد به جبر بیولوژیکی را از "چارلز داروین" که انسان را نتیجه تکامل راسته ای از حیوانات پستاندار می دانست ، اعتقاد به اسارت بشر در تنگنای غرایز جنسی را ا"زیگموند فروید" روانشناس اتریشی و بکارگیری شیوه های علوم را در نقد ادبی از "ایپولیت آدولف تن" ، فیلسوف و ادیب جبرگرای فرانسوی آموخت .سه مکتب رمانتیسم ، واقع گرایی و ناتورالیسم که به دنبال یکدیگربه وجود آمده اند ، ویژگیهایی دارند که آنها را از یکدیگر متمایز می کند که با مثالی ساده می توان خصوصیات این سه مکتب را بازگو کرد و تفاوت آنها را از یکدیگر بازشناخت .در توصیف فصل پاییز و برگ ریزان کار نویسنده واقع گرا این است که واقعیت فصل پاییز و ریختن برگهای درختان را برای خواننده توصیف و باز آفرینی کند، نویسنده رمانتیسم علاوه بر توصیف این واقعیت چون آن را نشانه ای از بی وفایی دنیا می بیند ، سعی می کند دیدگاه و فلسفه خود را نیز در ضمن توصیف به خواننده القا کند؛ اما نویسنده ناتورالیسم برگ ریزان را تنها پدیده ای طبیعی و نتیجه مختوم فعل و انفعالاتی می داند که واقعیت علمی دارند ازاین جهت خواننده را به دیدار درخت می برد و جای جدا شدن برگها را از شاخه ها که بر اثر عوامل طبیعی سخت شده و مانع رسیدن مواد غذایی به برگها و در نتیجه زرد شدن و ریختن آنها شده است به او نشان می دهد . از همین جاست که دیدگاه عینی و علمی و صریح نویسنده ناتورالیسم به طبیعت بشر و جامعه آشکار می شود. به بیان ساده واقع گرایی، معیار ارزشهای خود را از واقعیت می گیرد، رمانتیسم که به دنبال مطلق و ایده آل است از جهان واقعی و واقعیت موجود فراتر می رود و ناتورالیسم واقعیت را به صورت نتایج و قوانین علمی عرضه می کند . به همین جهت است که نویسنده ناتورالیسم بیشتر به ماجراهای واقعی یا استثنایی که اتفاق افتاده اند ، استناد می جوید.
از خصوصیات دیگر کار این نویسندگان توجه بیش از حد به توصیف جزئیات صحنه ها و حوادث است ؛ زیرا حقیقتی که آنها در نظر دارند تنها از طریق معاینه و بررسی دقیق اشیاء و مکانها می تواند به دست آید. از نظر این نویسندگان تنها وقایع مستند یعنی آنچه دیده می شوند، مهم هستند و می توانند کتابهای خوبی به وجود آورند. به خاطر همین نظریه افراطی است که بعضی از منتقدان معتقدند که زیبا شناسی ناتورالیستی به خاطر حذف تخیل از کار آفرینش، سطح هنر و ادبیات را تنزل داده است و از ارزش هنری این قبیل آثار کاسته است. در ادبیات فارسی معاصر ، "صادق چوبک" نویسنده ناتورالیست شناخته شده و بسیاری از داستانهای کوتاه او در مجموعه "خیمه شب بازی "و "انتری که لوطیش مرده بود " و بعضی از رمانهایش از جمله "سنگ صبور" نشان دهنده حضور ناتورالیسم در آثار اوست.
چوبک نویسندگی را با مجله سخن آغاز کرد، مجله ای که تحت تاثیر افکار صادق هدایت بود و طبیعی است که حضور وی در آن جمع موجب تاثیرپذیری چوبک از هدایت شده باشد.اظهار نظر او درباره هدایت این واقعیت را آشکار می کند:"هدایت به نظر من یک انسان کامل بود، در همه چیز... صادق هدایت آنقدر از خودش جوهر داشت که همیشه گوشه ای از دامن سخاوت او به دست دیگران بود."
(نقد آثار چوبک/ عبدالعلی دستغیب)فکر هدایت در جای جای آثار چوبک خود را نشان می دهد. انسانهایی که او در داستانهایش ترسیم می کند، همه اسیر و گرفتارند و حتی اگر قصد رهایی هم داشته باشند، به حکم سرنوشت محتوم، کاری از دستشان برنمی آید.
چوبک گاهی حتی پا را از هدایت فراتر می گذارد و به نفی ارزشهای فرهنگی و ملی می پردازد و نیز در نمایشنامه ای که در پایان کتاب "سنگ صبور" چاپ شده خالق هستی را به دست آفریننده اهریمن از هستی ساقط می کند:"خدا مرده است!"
او در کتاب "چراغ آخر" با اشاره به مولوی و این مصرع معروف او: از جمادی مردم ونامی شدم درباره تکامل معنوی مورد نظر مولانا این چنین می اندیشد:" خواسته خودش را گول بزند و خودش می دانسته دروغ می گوید. اگر رویش می شد می گفت آخرش از چاه {...} سر بیرون خواهد کرد..."(چراغ آخرصفحه 216)
از این اظهارات جز نومیدی و شک کاهلانه چیزی فهم نمی شود.
مجموع آثار چوبک 9 کتاب است که چهار جلد آن شامل مجموعه داستانهای کوتاه و نمایشنامه اند و دو کتاب نیز داستان بلند و مابقی ترجمه اند.حجم زیادی از آثار او را داستانهای کوتاه به سبک ناتورالیستی دربرمی گیرند.جزئی نگری و وسواس زیاد در طراحی قضا و موقعیتها ویژگی بارز این کتابها است.
این داستانها به خاطر نگاه طبیعت گرای او وصفی از رابطه های برزخی در دوزخ گندآلود و هراس آور و تحمل ناپذیری است که گریز و رهایی از آن جز در آرزو نمی گنجد. در داستانهای کوتاه او همه آرزوی رهایی دارند اما به اجبار و عادت و ترس بر جای خود میخکوب شده اند.ترس و بدبینی و بی اعتقادی چنان در خویشتن آنها خانه کرده است که از سایه خود نیز می هراسند.
"مراد وسط خیابان پُرجمعیت ایستاد، كت خود را كند و به دست زری یراقی داد و با فروش آن سنگینی یك مشت پشم و پنبه و قیود دروغی اجتماعی را از دوش خود برداشت. آزادی هرگز ندیدهای در خودش حس میكرد. قدری دستهایش را حركت داد؛ دید مثل اینكه راحتتر و آزادتر شد و بیكت هم میتواند زندگی كند
.تحلیل محتوای خبر ۲۰:۳۰ شبکه دوم سیما در تاریخ ۶/۳/۱۳۸۵
طرح تحقیق:
ارتباط، فرآیند انتقال پیام از فرستنده به گیرنده است، پویاست و در حال تغییر. بنابراین فرآیند ارتباط از جایی آغاز می شود و دارای هدف است. خبر از مهمترین اجزاء اطلاع رسانی و انتقال اطلاعات به مخاطبان است. این فرآیند شامل گوینده، پیام، وسایل ارتباط و مخاطب می شود. البته نقش مهم دروازه بانهای خبری در انتخاب نوع اخبار را نباید از یاد برد.
امروزه کسب خبر به نیاز دائمی و روزمره تبدیل شده است و رسانه های مختلف تلاش می کنند تا اخبار تازه، موثق و قابل اعتمادی برای مخاطبان خود ارائه دهند.
هر روزه اتفاقات فراوانی در سطح کشور و جهان می افتد و بخش های خبری مختلف شبکه های سراسری سیمای جمهوری اسلامی ایران بسته به سیاست خود بعضی از این خبرها را انتخاب کرده و بیان می دارند.
خبر 20:30 شبکه دوم سیما معمولا خبرهایی متفاوت با دیگر بخشهای خبری و اغلب کوتاه و موجز برمی گزیند و با نحوه ارائه جنجالی خود، مخاطبین فراوانی برای این بخش دست و پا نموده است.
تحقیق حاضر به تحلیل محتوای خبر 20:30 روز شنبه 85/3/6 می پردازد.
واحد تحلیل، تحقیق خبراست. زمان اخبار از 15ثانیه تا 69 ثانیه است. در برخی خبرها مصاحبه نیز پخش می شود.
متغیرهای تحقیق:
متغیرهایی که برای این تحقیق در نظر گرفته ایم عبارتند از:
موضوع خبر(سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، کشاورزی، ورزشی، مذهبی و حوادث)- ارزش خبری شهرت- ارزش خبری دربرگیری- ارزش خبری فراوانی- ارزش خبری تازگی- عنصر خبری چرا- عنصر خبری چگونه- عنصر خبری چه کسی- منطقه خبر- هماهنگی تصویر با موضوع خبر-مصاحبه در خبرو ترتیب چینش خبرها.
سوالات تحقیق:
- بیشترین موضوعی که این بخش خبری به آن پرداخته است، کدام موضوع می باشد؟
- کدام موضوع از خبرها بیشترین وقت را به خود اختصاص داده است؟
- ارزش خبری شهرت در چه تعداد از خبرها وجود دارد؟
- ارزش خبری دربرگیری در چه تعداد از خبرها وجود دارد؟
- ارزش خبری فراوانی در چه تعداد از خبرها وجود دارد؟
- ارزش خبری تازگی در چه تعداد از خبرها وجود دارد؟
- عنصر خبری چرا در چه تعداد از خبرها وجود دارد؟
- عنصر خبری چگونه در چه تعداد از خبرها وجود دارد؟
- عنصر خبری چه کسی در چه تعداد از خبرها وجود دارد؟
- بیشترین خبرها مربوط کدام منطقه جغرافیایی بوده است؟(داخل یا خارج کشور)
- در چه تعداد از خبرها تصویر با موضوع خبر هاهنگی داشته است؟
- در چه تعداد از خبرها مصاحبه وجود داشته است؟
- چینش خبرها بر چه اساسی بوده و چه هدفی را دنبال می کند؟
یافته ها:
موضوع خبر:
اقتصادی 4 مورد - سیاسی 4 مورد - اجتماعی 5 مورد - ورزشی 1 مورد - مذهبی 0 مورد - کشاورزی 0 مورد - حوادث 2 مورد.
اجتماعی 31/25% - اقتصادی 25% - سیاسی 25% - حوادث 12/5% - ورزشی 6/25%
بشترین خبرها با موضوع اجتماعی بوده است.
زمان خبرها:
اقتصادی 188 ثانیه - سیاسی 221 ثانیه - اجتماعی 92 ثانیه - ورزشی 24 ثانیه - حوادث 57 ثانیه
طولانی ترین موضوع خبری سیاسی است با 221 ثانیه.
ارزش های خبری:
ارزش خبری شهرت 1 مورد - ارزش خبری دربرگیری 6 مورد - ارزش خبری فراوانی 1 مورد - ارزش خبری تازگی 3 مورد - فاقد ارز ش خبری 5 مورد
ارزش خبری شهرت 6/25% - ارزش خبری دربرگیری 37/5% - ارزش خبری فراوانی 6/25% - ارزش خبری تازگی 18/75% - فاقد ارزش خبری 25%
بیشترین مورد ارزش خبری دربرگیری است.
عناصر خبری:
عنصر خبری چرا 7 مورد - عنصر خبری چگونه 9 مورد - عنصر خبری چه کسی 4 مورد
عنصر خبری چرا 43/75% - عنصر خبری چگونه 56/25% - عنصر خبری چه کسی 25%
بیشترین مورد عنصر چگونه
منطقه خبر:
خبرهای داخلی 11 مورد - خبرهای خارجی 5 مورد
خبرهای داخلی 68/75% - خبرهای خارجی 31/25%
بیشترین مورد خبر داخلی
هماهنگی تصویر با خبر
: 16 مورد100% تصاویر با خبر هماهنگی داشته اند.
مصاحبه در خبر:
4 مورد25% خبرها مصاحبه داشته اند.
چینش خبرها:
اولین خبر در این بخش راجع به تعرفه واردات موبایل بود که نشان از اهمیت موضوع در آن تاریخ دارد. بعد از این خبر به جلسه صدسالگی قانونگذاری و جلسه مجلس پرداخته است و در ردیف سوم راجع به شرکتهای خارجی نفت و گاز خبری عنوان نموده است.
قابل توجه کلیه دوستان و حتی دشمنانی که به این وبلاگ سرمی زنند. خواهشمندم در راه رضای خدا این وبلاگ را در وبلاگ مبارک و معظم خود لینک بدهید تا حقیر را از مرگ حتمی نجات فرمایید.
حضرت استاد تهدید فرموده اند که اگر وبلاگتان جایی از این دنیای بزرگ لینک نباشد هر چه دیدید از چشم شور خودتان دیده اید!
اینجانب ضمن تشکر از تمامی کسانی که در شب هفت و سرخاک و ... ـــ ببخشید اشتباه شد اینها برای بعد است ـــ از تمام کسانی که تا کنون لینک محبت فرموده اند(آقا یکی بگوید کامای این دستگاه کدام کلید است!!) از دیگر عزیزان نیز خواهشمند است همین عمل را انجام نمایند. انشاءالله کارشان بی اجر نخواهد بود.
|
|