تبليغاتX
تحقیق -
 
تحقیق
 
 
آنچه درباره تحقیق می دانیم
 
عواقب مطمح

دیدید گفتم بالاخره این مطمح کار دست بنده حقیر می دهد. اما هیچ کس باور نکرد.

حالا به متن زیر که توسط استاد در "سقاخانه ارتباطات وبلاگی" (این عنوان استاد است به این وبلاگ با کمی اضافات) قرار داده شده و به چندین زبان هم طرح شده است توجه فرمایید. ضمن تشکر از استاد گیویان که بنده را شرمنده فرمودند و با وجود ایراد وبلاگ بنده  باز هم التفات کرده اند و کامنت را در وبلاگ دید متفاوت قرار داده اند. همچنین تشکر از سقای بزرگوار وبلاگ مذکور که به سرعت پیام را رسانده اند.

اما متن کامنت:

«سرکار خانم اسماعیل نژاد
لطفا سلام بنده را بپذیرید و آن را به دوستان برسانید.

اما بعد،
در وبلاگ شما که كم كم دارد به سقاخانه مجازی تبديل مي شود، نظر جناب آقای یزدانی را خواندم. از آن جا که سرزدن به دوستان را وظیفه خود می دانم سعی کردم به وبلاگ آقای یزدانی سربزنم و بلافاصله هم این کار را کردم. هرچه تلاش کردم برای ایشان کامنت بگذارم نشد. چرا؟ نمی دانم. حالا اگر بر بنده منت بگذارید و متن زیر را به حضرت آقای مطمح نظر برسانید یا اقلا به ایشان بفرمایید بیایند و همین مطلب را به نیابت از من در وبلاگ خود قرار دهند، از شما متشکر خواهم شد.
السلام علیک ایهالمطمح نظر

اادخل یا مطمح التنظر بحق ما هو مطمح النظر کیف وجدتم to be مطمح نظر؟
there should be time to be
مطمح نظر
نوار نه يوخ؟ مطمح نظر دن نه خبر؟
خب آقاي مطمح نظر از اين كه اين قدر مطمح نظر باشي چه نوع حس مطمح نظر بودني داري؟

خدا حافظ هر چه مطمح نظره»

(حالا خودمانیم شما هیچ استاد دیگر را دیده اید که اینطور برای وبلاگ و ایمیل دانشجویانش و پاسخگویی به آنها وقت بگذارد؟!)

منتها با این همه "مطمح نظر" عبارت فوق و با توجه به آلرژی حقیر تنها دو حال را برای بنده متصور باشید: اولا خروج روح از بدن نحیف و بیمار مطمح زده من و عروج به ملکوت که باید همان عبارت اول متن فوق را برایم بخوانید فقط به جای مطمح لااله الا الله بگذارید. ثانیا واکسینه شدن بنده به طرز شدیداللحن در برابر این واژه دورست داشتنی!!

 |+| نوشته شده در  جمعه شانزدهم تیر 1385ساعت 11:21  توسط صادق یزدانی  | 
  بالا